bookmark

معنای دژك

دژك [ dejek ] [ dajak ]

بكسرتين،آبله،و گرهى كه بريسمان از تافتن افتد.
(
فرهنگ رشیدی
, ص667)
sourceLink

بكسر تين آبله و كرهى كه بريسمان از بافتن افتد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص377)
sourceLink

- [بكسر دال و زاى فارسى] آبله باشد و در شرفنامه بمعنى گرهى آمده كه از تافتن ريسمان بر آن افتد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص537)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] گرهى كه در وقت تابيدن بر نخ ريسمان و ابريشم افتد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1498)
sourceLink

گره كه در رشته افتد.
(
فرهنگ قواس
, ص178)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.